به گزارش خبرنگار مهر، علی بنائی در نمایش «اتاق دود» که این روزها در عمارت هما روی صحنه است نقش یک بازیگر جوان را ایفا میکند که بیاعتنا به حال عمومی جامعه تنها به حرفهاش میاندیشد.
وی درباره حضور در این پروژه توضیح داد: آخرین کار من دقیقا آخرین کار سینا راستگو هم بود که «سمفونی کوچک سکوت» نام داشت. وقتی او ایده «اتاق دود» را به من گفت، فهمیدم قرار است ادای دینی به ساحت تئاتر داشته باشیم، چیزی که خیلیها از جمله خود او زمان و عمرشان را برای آن گذاشتهاند؛ به همین دلیل مشتاق شدم کنارش باشم و من هم سهم خودم را بردارم. باورم این است که صحنه تئاتر خانه هنرمند است و هر یک از ما وقتی تئاتر کار میکنیم به جایی برگشتهایم که به آن تعلق داریم.
وی افزود: من این شانس را نداشتم که شاگرد آقای سمندریان باشم اما شاگرد شاگردانش بودم و میشود گفت آن مکتب را درک کردم. نمایش ما از ایشان و ۲ بزرگ دیگر در عرصه تئاتر یاد میکند و از این رو اهمیت ویژهای برای من دارد و هر شب هیجان و استرس را با هم تجربه میکنم که شیرین است.
این بازیگر درمورد تشابهات و تفاوتهای کاراکتر و شخصیت خود، عنوان کرد: کاراکتری که من بازی میکنم در جستوجوی شهرت و نام است و چندان اهمیتی نمیدهد جامعه در چه وضعیتی قرار دارد، البته وقتی خود گروه نمایش در موقعیت بحران قرار میگیرد، صدای او هم بلند میشود. به شخصه، درباره کجا کار کردن، برای چه کسی کار کردن و اساسا چرا کار کردن حرف و حدیثها همیشه زیاد است و مسلم است که این یک انتخاب است و شاید خیلی شیک باشد که بگوییم انتخاب هر کسی به خودش مربوط است اما وقتی از چند گام بالاتر به موضوع نظر کنیم، میفهمیم همصدا شدن با جامعه خودش به معنای تجلی هنر است. یادمان نرود هنرمند زبان جامعه خود است. صد البته که برچسب خوب و بد بودن را نمیشود به سادگی به هر کسی چسباند اما اول باید خواست جامعه را دید و نسبت به آن حساس بود.
بنائی در پایان بیان کرد: من هم یکی از مردم همین جامعهام و همه تحت فشاریم. حواسمان هست که ۲۳ شهریور وقتی نمایش ما شروع شد، قیمت دلار سی چهل هزار تومان از نرخ فعلی ارزانتر بود و هنوز یک ماه از اجرای ما نگذشته است اما هنوز هم غمگین میشوم وقتی میبینم اولین چیزی که در فقر حذف میشود فرهنگ و هنر است در حالیکه جزو مایحتاج اصلی است. حذف کالای هنر شروع ناگواریهاست. شاید برای همین است که همه بچهها همچنان با جان و دل کار میکنند. خود من هم اگر پیشنهاد دیگری دریافت کنم، با وجود اینکه صبحها در یک شغل دیگری مشغول هستم، میپذیرم چون حتی آن سالهایی که از تئاتر دور مانده بودم از فکرش غافل نبودم. درست است که تئاتر این روزها درآمدی برای ما ندارد اما یک نوع تفریح حرفهای است که نمیتوانید از خیرش بگذرید؛ مخصوصا وقتی مشاهده میکنید مخاطب از سالن بیرون آمده اما هنوز دارد به اثر فکر میکند و این یعنی هنر، کار خودش را کرده است.
علی بنائی به اتفاق امیر شاهعلی، شکوفه حیدریان، امین موحدیپور و امید سلیمی هر شب در عمارت هما نمایش «اتاق دود» را به کارگردانی سینا راستگو روی صحنه میبرند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «من همیشه میتونستم خوب فکر کنم. اما الان قدرتش رو از دست دادم. همه چیز معناش رو از دست داده. من نمیفهمم چه بلایی داره سر تموم شدن این کار میاد. نمیفهمم چه بلایی داره سر من میاد. نمیفهمم چه بلایی داره سر ما میاد.»


نظر شما